فلسفه انتظار

فلسفه انتظار

فلسفه انتظار، دمیدن روح امیدواری و پایداری است.

انتظار و عقیده به ظهور مصلح، شیعه را در جریان زمان، برای مقاومت پرورش داد و جامعه شیعه را از زوال نگاه داشت و تا امروز، این عقیده، عامل بقای شیعه و پایداری اوست.

شیعیانی که با وضعیت اسفبار حکومت بنی امیه و بنی عباس، روبه رو شده بودند، اگر منتظر وآینده بین نبودند و اعتقاد به پیروزی حق و عدالت نداشتند، هرگز برای شان حال مقاومت باقی نمی ماند و از دگرگون شدن اوضاع نا امید می شدند و ریشه هر حرکت و پایداری در آن ها خشک می شد

. اما قرآن کریم بشارت داده و پیامبر اکرم (ص (وحضرت علی(ع) نیز وعده داده اند که این دین، پایدار می ماند و همیشه، حق پیروز است. پس از رحلت رسول خدا(ص) تا به امروز، ریشه همه حرکت ها ونهضت های شیعه علیه باطل، همین فلسفه انتظار و عقیده به ادامه مبارزه حق وباطل بوده است.

این همان فلسفه ای است که در ادیان گذشته نیز مایه امیدواری پیروان آن ها و مشوق آنان به پایداری بوده است.

پس فلسفه انتظار، مانند یک عامل و ماده حیاتی مهم، در تمام ادیان آسمانی وجود داشته و رمز بقا و موجودیت آنان بوده است و اکنون هم از عوامل بقای جامعه مسلمانان است(۱) 

۱- امامت ومهدویت ج ۱ ص ۳۹۴

/ 10 نظر / 19 بازدید
مطهره

چطور می شود عشق حسینی را در جان خود ایجاد کرد؟ درجواب باید گفت: این عشق در جان انسانها نهفته است.باید موانع ظهور آن را کنار زد تا تشعشع آن تمام وجود مارا در بر گیرد.رسول خدا فرمودند: مومنین در باطن ، یک معرفت نهفته نسبت به امام حسین (ع) دارند. همچنان در روایت داریم: در قلب مومنین محبت نهفته ای نسبت به امام حسین (ع) هست . کربلا سیر عشق الهی – استادطاهر زاده سلام خواهر گلم . متن خواندنی گذاشتی ممنون [گل]

پاییزفصل زیبا

ای حسین .....وقتی که صدای هل من ناصر تودر وادی کربلا پیچید....... وآن هنگام که تو گفتی آیا کسی هست که با امید به خدا به فریادمان برسد؟؟؟؟وبه یاری ما بشتابد....در صحرای کربلا چه گذشته بود که گوش زمانه کر شده است؟؟؟؟؟....... وقتی که صدای شیون کودک تودر خیمه برخاست ....وتوبه طلب آب او را بردی .....آب تا قیامت شرمنده توشد....... یا حسین .......آن هنگام که تو آن پروانه را بالای دست گرفته بودی ......کافران گلویش را مثل شمعی که دربرابر باد سربریده می شود بریدند...... ای حسین (ع) کلمات در ایثار تو به بی وزنی افتادند ومن دراین اندیشه ام که وسعت ایثار تورا چگونه بنگارم........تو فریاد مظلومیت تاریخی .....ومحرم با نام توزنده است ........سلام با تسلیت ایام محرم در((پاییزفصل زیبا ))منتظرحضورگرم شما هستم ...ممنون [گل][گل][گل][گل][گل]

طلبه

چرا اي غرق خون از خاک صحرا بر نمي خيزي حسين آمد به بالينت تو از جا بر نمي خيزي نماز ظهر را با هم ادا کرديم در مقتل بود وقت نماز عصر از جا بر نمي خيزي خيام کودکان خالي ز آب است و پر از افغان چرا سقاي من از پيش دريا بر نمي خيزي عدو از چار سو آهنگ يغماي حرم دارد چرا آخر براي دفع اعدا برنمي خيزي منم تنها و تنهاي عزيزانم به خون غلطان چرا بر ياري فرزند زهرا بر نمي خيزي شکست از مرگ تو پشتم برادر مرگ تو کشتم که مي دانم دگر از خاک صحرا بر نمي خيزي به دستم تکيه کن برخيز با من در بر زهرا چو مي بينم ز بي دستيست کز جا بر نمي خيزي سيد رضا مويد خراساني **************** سلام علیکم...آپم.تشریف بیارید

راحیل

سلام مطلب زیبا و آموزنده ای بود.همواره امید وار باشید وامید بخش . عزاداریتان قبول درگاه حق باشد.ما را در این ایام دعا کنید

طلبه

خاطرم نیست که از کِی به تو عاشق شده‌ام به تو عاشق شده فارغ ز علایق شده‌ام پسر و دختر در محضر عشق است ، عزیز که شود خادم مولا ، چه غلام و چه کنیز پدرم گفت که میلاد تو در یادِ من است مژده دادند که نوزاد شما سینه‌زن است خاطرم هست که دادند مرا آب حیات باز شد کام من از تربت و از آب فرات نه من از روز ولادت شده‌ام مرده‌ی تو دلم از روز ازل بود گره ‌خورده ‌ی تو خاطرم هست به گوشم چو اذان می‌گفتند دین من حب شما بود ، از آن می‌گفتند شیر مادر که به جانم غم تو ریخته بود نمکی داشت که با اشک درآمیخته بود شهد شیر و نمک اشک به جانم چو نشست دلم از غصه ترک خورد ، شنیدم که شکست مادرم بود کنیز و پدرم نوکر تو خانه ‌زادم که شدم عبد علی‌ اصغر تو خاطرم هست که یک بار محرم که رسید مادرم پیرهن مشکی من را که برید بخیه ‌زد به لباس من و نیشتر به دلش سر سوزن به لباس من و خنجر به دلش زیر لب گفت فدای تو شوم جان پسر روی هر بخیه اثر بود ز اشک مادر روی هر خانه نشانی ز محرم زده بود به در خانه‌ی ما پرچم ماتم زده بود مسجد و تکیه ، حسینیه ‌ی زیبا شده بود کینه‌ها مرده ولی دوستی احیا شده بود خاطرم هست گُل گریه به باغ جگرم خ

طلبه

با خدا جا دردل اهل ولا دارد حسين هرطرف روآوري صدكربلا دارد حسين ما به دشت كربلا ازاو مزاري ديده ايم دردل هرشيعه يك صحن و سرا داردحسين قتلگاهش كعبه و آب فراتش زمزم است بلكه صد زمزم روان درچشم ما دارد حسين دربهاي خون او شد خونبهاي او خدا زآن خدايي برهمه خلق خدا دارد حسين اين شنيدي هست قرآن زينت هرخانه اي جا چو قرآن درتمام خانه ها داردحسين جاي قرآن و حسين درسينه پيغمبراست بلكه جا برروي دوش مصطفي دارد حسين هردلي با ياد او دارد هزاران نينوا گرچه رو بر روي خاك نينوا دارد حسين عالم خلقت به سويش برده دست التجا خود به زير تيغ با حق التجا دارد حسين تشنه لب شد كشته و جاري زچشم شيعيان تا قيامت چشمه آب بقا دارد حسين بي وجودش درعبا آل عبا كامل نبود شهره زآن برخامس آل عبا دارد حسين ------------------------------- سلام علیکم...عزاداری هاتون قبول انشاءالله.با پست های جدید منتظر نظرارزشمندتون هستم.یاحق.

راحیل

شام غریبان شب رسید و روز عاشورا گذشت سوختند آن خیمه و خرگاه را در دل شب زینب بى خانمان ترك كرد آن خیمه و خرگاه را روى تل آمد به دل خوف و هراس كردپنهان دردل خودآه را جانب میدان همى كرد او نگاه تا ببیند وضع قربانگاه را نوجوانان را به خون آغشته دید هم به غارت رفته عزّ و جاه ‏را ناگهان اندر میان كشته گان ساربان را دید جوید شاه را اهرمن قصد سلیمان كرده است تا ببّرد دست شاهنشاه را نور مه او را كشد در قتلگاه تا بریزد خون ثاراللَّه را چاره را از هر طرف مسدود كرد تا بگرداند آن گمراه را رو به سوى آسمان كرد اشكبار كآسمان پنهان كن امشب ماه را لحظه ‏اى رخسار مه را تیره ساز ساربان تا گم نماید راه را سلام عزاداریتون قبول.ملتمس دعای خیر

شادی

هردم بگوشم میرسدآوای زنگ قافله، این قافله تاکربلادیگرنداردفاصله، یک زن میان محملی اندرغم وتاب تب است،ا ین زن صدایش آشناست،ا ی وای من این زینب است. (ملتمس دعا)

مهسا

عالی بود قالب جدید هم بسیار بسیار قشنگه و همینطور نوحه موذن زاده

تبریز قارتال

سلاملار ممنون بانو منم شما با افتخار لینک کردم همشهریهای من باید هرجا که باشند سربلند و موفق باشند پس یاشا... [گل] http://tabrizlinks.mihanblog.com